قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

...


تربیت عبارت است از شکوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى کمال مطلوب. تربیت ضرورى ‏ترین نیاز انسان در زندگى است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایى نمى ‏برد، نه از باغ زندگى خویش میوه شیرین‏ مى ‏چیند و نه کام انسانهاى دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین مى ‏کند;و بالاتر آنکه نه به درک معناى انسانیت نایل مى‏ آید و نه به فتح قله‏ هاى‏رفیع انسانیت دست مى ‏یازد.
بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسى‏ ترین‏پیام کتب و اولین و ضرورى ‏ترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت،والدین را بر آن مى ‏دارد که به این مسوولیت‏بزرگ ارجى دو چندان نهند; براى ‏ایفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند. بى‏شک معصومان علیهم السلام موفق‏ترین مربیان و سیره قولى و عملى آنهامطمئن‏ترین الگو براى والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. این‏مقاله بر آن است تا نکاتى از سیره تربیتى امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآورى کند و گامى، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهل‏بیت‏بردارد.
سیره تربیتى امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دورى از کانون‏خانواده و نیز تک فرزندى چنانکه برخى از بزرگان قایلند بسیار قابل‏توجه است; چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوه‏اى خاص مى ‏طلبد.
1- تدریجى بودن تربیت
تربیت جریانى مستمر و فعالیتى تدریجى است که نه مرزمى‏شناسد و نه زمان و مکان; بلکه به درازاى عمر است و به پهناى ابعادوجودى عالم اکبر، یعنى انسان. درخت تربیت زود ثمر نمى‏دهد و نباید انتظارداشت‏یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد; بلکه ‏باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد،بتدریج‏با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام ‏و دیدگاه هاى آنان مسایلى چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج،توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى و ... حکایت ازاین نکته مهم دارد.
الف) انتخاب همسر صالح و شایسته
صفوان بن‏یحیى از امام‏رضا(ع) نقل کرده است که فرمود: هیچ سودى براى مرد بهتر از همسر صالح، که‏هنگام دیدن وى شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست.
همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بروالدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحى براى آنان‏انتخاب کنند. حسین بن‏بشار واسطى مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشتم که یکى‏از بستگانم از دخترم خواستگارى کرده است، ولى مرد بد اخلاقى است. [آیا صلاح‏هست که دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت‏را به ازدواج او در نیاور.
ب) رعایت آداب ازدواج
بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف ازدواج، که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد ویاد خداوند متعال میهمان قلبهاى پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت‏سایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. در کتاب شریف فقه‏الرضا، که به حضرت رضا(ع) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاب‏به شوهر، چنین آمده است: هنگامى که زن به خانه تو وارد شد، پیشانى‏اش را بگیر; او را به طرف قبله‏بنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفته‏ام و با میثاق تو بر خود حلال‏کرده‏ام; پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزى‏ام کن و شیطان را درنطفه‏ام شریک مساز و سهمى براى او قرار مده.»
ج) مراقبتهاى ایام باردارى
بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى بسیار مهم و ضرورى است. توجه به‏وضعیت روانى همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب‏و سالم از ضرورتهاى این دوره است. علاوه بر غذاى سالم و مقوى، استفاده ازبرخى میوه‏ها و خوراکیها مى‏تواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد،بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهره‏گیرى از برخى خوردنیها در ایام باردارى‏توصیه کرده‏اند. محمد بن سنان از امام رضا(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را کندر دهید; اگر حمل آنها پسر باشد، پاکیزه قلب ودانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا مى‏شود و نزدشوهرش منزلت مى‏یابد.»
ناگفته پیداست که این نوع خوراکیها علت تامه پدیدآمدن این صفات نیست و عوامل دیگر هم مؤثر است.
2- اولین گام
بعد از تولد، کودک قدم به جهانى نو مى‏گذارد. در اولین گام‏باید آواى توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضاى هستى‏اش را از نسیم خوش‏توحید و بندگى عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلاله‏هاى زیباى ذکر الهى سرشار کرد. امام رضا(ع) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.
3- نامگذارى
هر واژه‏اى حکایت از معنایى مى‏کند. زیبایى و رکیک بودن واژه‏ها بستگى مستقیم به معناى آنها دارد. گرچه معناامرى اعتبارى است و در نامگذارى چندان مورد توجه نیست; ولى هنگام به کاربردن آنها معانى ناخودآگاه تداعى مى‏شود. نام نیکو مایه سربلندى و افتخار ونام زشت‏باعث‏سرشکستگى و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرین‏علیهم السلام هم خود نامهاى نیکو براى فرزندانشان بر مى‏گزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش مى‏کردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوى محمد را بر فرزنددلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانه‏اى که در آن‏نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکى به پایان مى‏رسانند.»
4- مراقبت از کودک
نوزاد انسان گلى نو رسیده است که بتدریج‏به رشد و شکوفایى‏مى‏رسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمى باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه‏مادر، باغبانان دلسوز زندگى‏اند و گلهاى معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه‏آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانى، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامت‏روانى و تامین نیازهاى عاطفى نوزاد در رشد جسمانى، عاطفى و تکامل معنوى‏اش‏تاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهاى زندگى که نوزاد، به خاطربیگانگى با محیط جدید و ضعف و ناتوانى، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.
حکیمه خواهر امام رضا(ع) گفته است: وقتى زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(ع)، رسید، حضرت رضا(ع) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابله‏درون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغى در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضع‏حمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعت‏بودیم که حضرت‏جواد(ع) به دنیا آمد در حالى که بر روى او چیز نازکى مانند پارچه بود، نورش‏تمام اتاق را روشن کرد و ما به آن نگاه مى‏کردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا کردم. در این هنگام امام‏رضا(ع) آمد، در اتاق را باز کرد، جواد(ع) را گرفت، در گهواره گذاشت و به‏من فرمود: «یا حکیمه الزمى مهده‏»; حکیمه مراقب گهواره‏اش باش ...
5- کودک و سلامتى
از ویژگیهاى دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگى‏انسان است. هر چند در تربیت اسلامى پرورش ابعاد معنوى هدف اصلى و نهایى‏است; اما دستیابى به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمى سالم و روانى با نشاط‏امکان‏پذیر است. در سیره تربیتى امام رضا(ع)، علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد،به رعایت‏بهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادى مؤثر در سلامتى مانند صدقه‏و عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشى از مطالبى که براى مامون نوشت،چنین نگاشت: عقیقه کردن براى پسر و دختر، نامگذارى، تراشیدن موهاى سر نوزاددر روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.
در سخن دیگرى به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرمود: فرزندانتان را در روز هفتم‏ختنه کنید; زیرا ختنه باعث پاکى بیشتر و رشد سریعتر آنان مى‏شود.
علاوه بر اینها، تغذیه سالم و مقوى فرزند مورد توجه حضرت بود. یحیى صنعانى‏مى‏گوید: در منى بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، در حالى که جواد(ع) در دامان‏حضرت نشسته بود و حضرت به او موز مى‏داد.
6- صحبت‏با کودک
قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانى کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعى اظهار محبت و ابراز عاطفه مى‏داند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخندو زمانى با حرکات دست و پا به آن پاسخ مى‏دهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخن‏گفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدى براى آموزش سخن گفتن کودک پدیدمى‏آورد.
کلیم بن عمران مى‏گوید: به امام رضا(ع) گفتم: از خدا بخواه به توفرزندى دهد. حضرت فرمود: من صاحب یک فرزند مى‏شوم و او وارثم خواهد شد.
هنگامى که امام جواد(ع) به دنیا آمد، حضرت رضا(ع) به اصحابش فرمود: فرزندى به دنیا آمد که شبیه موسى بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسى‏بن مریم مادرش پاک و مطهر است. راوى در ادامه مى‏گوید: و کان طول لیلته‏یناغیه فى مهده; حضرت در تمام طول شب با او صحبت مى‏کرد.
7- محبت
محبت داروى شفابخش دردها، تسکین دهنده قلبهاست و بهترین راه حل‏مشکلات و ناسازگاریهاى تربیتى است. محبت‏بجا، در هر مکان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیله‏اى کارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند; اما کودکان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح مى‏کند و ناسازگارى و پرخاشگرى نابجایشان را داروى محبت‏از میان مى‏برد. آرى، با محبت مى‏توان بسیارى از گره‏ها را گشود و راههاى‏ناهموار را هموار کرد. امام رضا(ع) از این شیوه مؤثر تربیتى به شکلهاى‏گوناگون بهره مى‏گرفت. گاهى اوج محبت‏خود را در قالب جمله زیباى «بابى‏انت و امى‏» (پدر و مادرم به فدایت) نشان مى‏داد و زمانى او را در آغوش‏مى‏گرفت، به سینه خود مى‏فشرد و مى‏بوسید. اباصلت مى‏گوید: هنگامى که جواد(ع) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(ع) از بستر برخاست، به سوى او رفت، دست‏برگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت کلید حل بسیارى از مشکلات تربیتى است. گاهى والدین در مقابل اصرارزیاد کودکان بر خواستهاى غیر معقول یا غیر ممکن، رفتارى تند و نامناسب‏ابراز مى‏کنند; ولى حتى در چنین موقعیتى رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتراست. امیه بن على نقل مى‏کند: در سالى که امام رضا(ع) حج‏به جاى آورد و سپس‏به خراسان رفت، من در مکه همراه امام(ع) بودم و امام جواد(ع) نیز همراهش‏بود. امام(ع) با خانه کعبه وداع کرد. وقتى طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(ع) که خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده مى‏شد. جواد(ع) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشست‏و این امر مدتى طول کشید. موفق به او گفت: جانم به فدایت‏باد، برخیز. او فرمود: برنمى‏خیزم تا وقتى که خدابخواهد و در چهره‏اش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: جانم به فدایت‏باد، جواد(ع) در حجر نشسته، برنمى‏خیزد. امام رضا(ع) به طرف‏جواد(ع) آمد و فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(ع) فرمود: چگونه برخیزم، درحالى که شما با کعبه چنان وداع مى‏کنید که گویا هرگز به سویش بازنمى‏گردید! [براى بار سوم] امام رضا(ع) فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(ع)برخاست.
از این حدیث‏شریف در مى‏یابیم که امام رضا(ع) در مقابل اصرار جواد(ع)هرگز به او تندى نکرد; بلکه با جملات محبت‏آمیزى چون «قم یا حبیبى‏» و صبرو حوصله فرزند خردسالش را قانع کرد.
8- احترام
بى‏شک هر انسانى در هر مقطع سنى، با توجه به برداشتى که از ارزش ومنزلت‏خویش دارد، براى خود احترام و شخصیت قایل است. هر انسانى خود رادوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیزهر چند به رشد اجتماعى و عقلانى کافى نرسیده است; اما براى خود احترام قایل‏است. بدین جهت رفتار احترام‏آمیز والدین و مربیان نقش مؤثرى در تربیت و رشداو دارد. امام رضا(ع) براى جواد(ع) احترام بسیار قایل بودند و از این شیوه‏مؤثر در تربیت فرزند بسیار بهره مى‏برد. محمد بن ابى‏عباد، که به تصویب فضل بن‏سهل امور نگارش حضرت رضا(ع) را به عهده گرفته بود، مى‏گوید: حضرت رضا(ع)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کنیه [که نزد عرب علامت‏بزرگداشت و احترام‏است] نام مى‏برد و مى‏فرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنین‏نوشتم. با آنکه امام جواد(ع) در مدینه به سر مى‏برد و کودکى بیش نبود، حضرت‏رضا(ع) وى را بسیار احترام مى‏کرد و نامه‏هایى که از حضرت جواد به وى مى‏رسید،با کمال بلاغت و نیکویى پاسخ مى‏داد ...
9- تشویق
تشویق در تربیت کودک و نوجوان بسیار مؤثر است. تشویق بجا و مناسب‏در فرزندان ایجاد انگیزه و شوق مى‏کند و آنان را براى انجام کارهاى بزرگترآماده مى‏سازد. در واقع تشویق نردبان پیشرفت و موفقیت آنهاست. بدین جهت این‏شیوه نیز مورد توجه حضرت رضا(ع) بود. زکریا بن آدم مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع)بودم که حضرت جواد(ع) را نزد ما آوردند. او، که حدود چهار ساله بود، دستهارا بر زمین نهاد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد و به فکر فرو رفت. امام‏رضا(ع) به او فرمود: جانم به فدایت‏باد، در چه موضوعى چنین اندیشه مى‏کنى؟ فرمود: در آنچه نسبت‏به‏مادرم فاطمه(س) انجام داده‏اند. به خدا قسم، آنها را از قبر بیرون مى‏آورم،مى‏سوزانم و خاکسترشان را به دریا مى‏ریزم. امام رضا(ع) [در مقابل کار نیکویش]او را به خود نزدیک ساخت، بین دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به‏فدایت‏باد، تو براى ا مامت‏شایستگى دارى.»
10- نظارت والدین
زندگى صحنه درس‏و تجربه است. آنانکه بیشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کرده‏اند، در رویارویى با دشواریها ازتوان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمترى از تجربه دارند وبدین سبب به نظارت و کمک والدین نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بروضعیت اخلاقى، تحصیلى و رفتارى فرزند یک ضرورت انکارناپذیر در امر تربیت است;البته این نظارت باید منطقى و حتى‏الامکان غیر مستقیم و بجا باشد. نکته مهم‏این است که نظارت به مواقع حضور والدین، به ویژه پدر، در کانون خانواده‏اختصاص ندارد; بلکه حتى وقتى پدر براى مدتى از کانون خانواده فاصله مى‏گیرد وحضور فیزیکى ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنهانظارت کند. سفارشهاى پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امرى‏ضرورى و کارساز است. حضرت رضا(ع) که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتى دوراز وطن و خاواده به سر برد، به شکلهاى گوناگون همچون نامه و پیامهاى‏شفاهى از دور بر وضعیت فرزندش جواد(ع) نظارت مى‏کرد و راهنماییهاى لازم را به‏وى ارائه مى‏دادند. چنانکه پیش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچه‏شایسته مى‏نمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در این‏زمینه بسیار سودمند مى‏نماید:
الف) قبل از سفر
ابى محمد وشاء از امام رضا(ع)نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامى که خواستم از مدینه به سوى خراسان حرکت‏کنم، اهل و عیال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صداى بلند بر من‏بگریند. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: من هرگز به سوى‏شما بر نمى‏گردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پیامبر(ص) شدم، دست اورا بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهدارى‏اش را طلب کردم. جواد(ع) [رازکارم را] دریافت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، به سوى دشمن مى‏روى؟ حضرت همه‏وکلاء و خدام خود را سفارش‏کرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرادهند، از اواطاعت‏کنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وى بگروند. و آنها راآگاه کردم که او امام بعد از من و جانشین من است ...
ب) بعد از سفر
ابن ابى‏نصر مى‏گوید امام رضا(ع) در نامه‏اى به حضرت جواد(ع)چنین نوشته بود: اى اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما ازخانه، شما را از در کوچک بیرون مى‏برند و این به خاطر بخل آنهاست تا از شمابه کسى خیرى نرسد; [فرزندم] به حقى که بر گردن تو دارم، از تو مى‏خواهم که‏ورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامى که خواستى از خانه خارج شوى،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چیزى خواسته، عطا کن. اگرعموهایت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دینار عطا نکن و بیشتر از آن به‏اختیار توست. اگر از عمه‏هایت کسى از تو کمک خواست، کمتر از بیست و پنج دینارمده و بیشتر از آن به اختیار توست. [فرزندم،] این سفارش من به خاطر رشد ورفعت مقام توست، پس به دیگران انفاق کن و از خداى صاحب عرش، ترس فقر وتنگدستى نداشته باش.
11- خود اتکایى
توجه به استقلال و خوداتکایى از نکات‏مهم تربیتى است. همگام با رشد جسمانى و افزایش سن، توقعات و انتظارات‏مردم از کودک افزایش مى‏یابد و او باید خود را براى ایفاى نقش در جامعه آماده‏سازد. از طرفى وابستگى فرزند به والدین، به ویژه پدر، نه مطلوب است و نه‏همواره ممکن. زیرا امکان پیش آمدن موقعیت ویژه و محروم شدن فرزند از کمک‏والدین انکارناپذیر است. بنابراین، والدین باید ضمن نظارت صحیح و حساب شده‏به تدریج زمینه استقلال و خوداتکایى را در فرزندانشان به وجود آورند و باواگذارى مسوولیت‏بدانان قدرت اداره زندگى را در آنها تقویت کنند. از نکات‏بسیار زیباى سیره تربیتى امام رضا(ع) توجه به این امر مهم است. آن حضرت به‏خوبى براى فرزندش جواد(ع) آینده‏نگرى فرمود و چون مى‏دانست فرزندش در نوجوانى‏مسوولیت‏بزرگ رهبرى جامعه اسلامى را به عهده مى‏گیرد با واگذاردن مسوولیتها به‏وى قدرت مدیریت و رهبرى را در او تقویت کرد. امام هشتم(ع)، هنگامى که درمدینه بود، اداره امور خویش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد(ع)، بااینکه کودک و نوجوان بود، به خوبى از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیرمى‏گوید: ... پیوسته حضرت جواد(ع) با اینکه کودک و نوجوان بود، اداره امورحضرت رضا(ع) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهى مى‏کرد وهیچ یک از خدمتگزاران با وى مخالفت نمى‏کرد. این سخن بدان معناست که حضرت‏جواد(ع) به خوبى مدیریت مى‏کرد و آنها با او مخالفت نمى‏کردند.
12- پرورش بعد عقلانى
تربیت‏باید همه جانبه باشد. پرورش بعد عقلانى و شکوفاساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند یکى از مهمترین ابعاد تربیت است.
منطقى بار آوردن فرزند سبب مى‏شود درست‏بیندیشد، منطقى تصمیم بگیرد، منطقى‏رفتار کند و در صورت لزوم، بى‏هیچ هراسى از دیدگاهها و رفتارهاى خود دفاع‏کند. سیره تربیتى حضرت رضا(ع) از این منظر نیز الگویى کامل براى همه رهروان‏آن حضرت است. بنان بن نافع نقل مى‏کند که روزى مامون از جایى که حضرت‏جواد(ع) با کودکان بازى مى‏کرد، مى‏گذشت. کودکان از ترس میدان بازى را ترک‏کردند و تنها جواد(ع) آنجا ایستاد. مامون از او پرسید: چرا همراه بچه‏هافرار نکردى؟ فرمود: گناهى مرتکب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیست‏تا آن را برایت‏باز کنم، از هر جا مى‏خواهى عبور کن. مامون [از این پاسخ‏تعجب کرد و] پرسید: تو کیستى؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن على بن موسى‏بن جعفر بن‏محمد بن‏على بن‏الحسین بن‏على بن‏ابى‏طالب علیهم السلام هستم ...
منظرعلى  همت ‏بنارى
منبع : سایت آل البیت

 

تکالیف والدین نسبت به فرزندان از منظر امام رضا(علیه السلام)

یکى از سعادتهاى خانواده، داشتن فرزند است و فرزندان به فضاى خانه و خانواده، گرمى و نشاطِ خاصى مى بخشند. به ندرت دیده مى شود خانواده بى فرزند، در مسیر طبیعى خود سیر کند. از اینرو امام رضا(ع) فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً، لَمْ یُمِتْهُ حَتَّى یُرِیَهُ الْخَلَفَ؛[1] هرگاه خداوند، خیر بنده‌اى را بخواهد، او را نمى میراند تا اینکه جانشینش (فرزندش) را به او نشان دهد.»
هر یک از والدین و فرزندان نسبت به یکدیگر حقوق و تکالیفى دارند که باید به آن توجه کرده و به مرحله عمل برسانند. در این مقال سعى مى شود تا به تکالیف والدین نسبت به فرزندان از منظر امام رضا(ع) پرداخته شود:

گفتن اذان و اقامه در گوش کودک
از سنتهاى مهم و ارزشمند در ابتداى تولد، گفتن اذان و اقامه در گوش کودک است که امام رضا(ع) فرموده است:
«إِذَا وُلِدَ مَوْلُودٌ فَأَذِّنْ فِى أُذُنِهِ الْأَیْمَنِ وَ أَقِمْ فِى أُذُنِهِ الْأَیْسَر؛[2] هر گاه فرزندى به دنیا آمد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او، اقامه بخوان.»
روایات اسلامى، فلسفة این عمل را در ابتداى تولد کودک، پناهى در برابر القائات و لغزشهاى شیطانى ذکر کرده‌اند.[3]

ختنه، عقیقه، تراشیدن مو، و ...
در اسلام براى نوزاد، سنتهاى گوناگونى همچون:‌ختنه، عقیقه، تراشیدن موهاى سر، بهداشت، خواب و استراحت کودک و ... توصیه شده است. از امام رضا(ع) در این باره به شرح ذیل روایاتى صادر شده است. آن حضرت(ع) دربارة ختنه فرموده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اخْتِنُوا أَوْلَادَکُمْ یَوْمَ السَّابِعِ فَإِنَّهُ أَطْهَرُ وَ أَسْرَعُ لِنَبَاتِ اللَّحْمِ؛[4] حضرت رسول ص  فرموده است: فرزندان خود را روز هفتم تولد ختنه کنید؛ زیرا این پاک‌تر است و موجب مى شود زودتر گوشت بروید.»
همچنین دربارة عقیقه و تراشیدن موى سر، حضرت امام رضا(ع) به مأمون در نامه‌اى مى نویسد: «وَ الْعَقِیقَةُ عَنِ الْمَوْلُودِ الذَّکَرِ وَ الْأُنْثَى وَاجِبَةٌ وَ کَذَلِکَ تَسْمِیَتُهُ وَ حَلْقُ رَأْسِهِ یَوْمَ السَّابِعِ وَ یُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ ذَهَباً أَوْ فِضَّةً؛ عقیقه براى مولود پسر و دختر واجب است. همچنین نامگذارى فرزند واجب است و تراشیدن سرش در روز هفتم ولادت، و به وزن موى او صدقه داده شود، طلا یا نقره.»
البته در کتب فقهى مراجع محترم از این امور به‌عنوان امور واجب نام نبرده‌اند و امر در روایت را دال بر وجوب نگرفته‌اند.
آن حضرت(ع) دربارة بهداشت کودک نیز فرموده است: «قَالَ النَّبِیُّ(ص) اغْسِلُوا صِبْیَانَکُمْ مِنَ الْغَمَرِ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَشَمُّ الْغَمَرَ، فَیَفْزَعُ الصَّبِیَّ فِى رُقَادِهِ وَ یُتَأَذَّى بِهِ الْکَاتِبَانِ؛[5] حضرت رسول(ص) فرمود: کودکان خود را از آلودگى ناشى از چربى بشویید و پاکیزه کنید؛ زیرا شیطان، بوى چربى را استشمام مى کند و در خواب، کودک را به وحشت مى اندازد و فرشتگان موکّل او، آزار مى بینند.»

تغذیه از شیر مادر
معمولاً تا زمانى که کودک، استعدادِ هضم غذاهاى متنوع را پیدا نکرده است، بهترین غذاى کودک، شیر مادر است؛ هر چند امروزه، به این امر، کم‌تر توجه مى شود؛ ولى اولیاى دین، به ویژه پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه شیر مادر توجهى خاص داشته‌اند. امام رضا(ع) در این‌باره مى فرماید: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  لَیْسَ لِلصَّبِیِّ لَبَنٌ خَیْرٌ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ؛[6] حضرت رسول(ص)  فرموده است: براى کودک، شیرى بهتر از شیر مادرش نیست.»

انتخاب نام نیک
یکى از حقوق مسلّم کودک بر والدین، انتخاب نام نیک و شایسته براى اوست.
اهمیت این موضوع به قدرى است که در متون اسلامى، فصل جداگانه‌اى به نام «باب الاسماء والکنى؛ باب اسمها و کینه‌ها» و «باب نامگذارى» وجود دارد. در واقع پدر و مادر باید قبل از تولد براى فرزند خود نام زیبایى انتخاب کنند که در طول زندگى، سبب عقده و شرمندگى نشود؛ بلکه از مظاهر تجلى شخصیت وى باشد. امام رضا(ع) فرموده‌اند: «سَمِّهِ بِاَحْسَنِ الْأَسْمَاءِ وَ کَنِّه بِأَحْسَنِ الْکُنَى؛[7] فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه نامگذارى کن.» امام رضا(ع) دربارة اهمیت نامگذارى فرزندان به نامهاى نیکو مى فرماید:
«لَا یَدْخُلُ الْفَقْرُ بَیْتاً فِیهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِیٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَیْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللَّهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ؛[8] در خانه‌اى که کسى به نام محمد یا احمد یا على یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و از زنان به نام فاطمه وجود داشته باشد، فقر و تنگدستى راه نخواهد یافت.»
و یا در اهمیت نام «محمد»‌فرموده است:‌«الْبَیْتُ الَّذِى فِیهِ مُحَمَّدٌ یُصْبِحُ أَهْلُهُ بِخَیْرٍ وَ یُمْسُونَ بِخَیْر؛[9] خانه‌اى که در آن محمد باشد، اهل آن خانه بامداد و شامگاهشان با خیر و برکت، توأم خواهد بود.»

گشودن دهان بچه‌با آب فرات یا عسل
یکى دیگر از سنتهاى مستحبى که امام رضا(ع) به آن توجه نموده، این است که دهان فرزند را پس از تولد، با آب فرات و یا عسل بگشایند. آن امام همام(ع)  در این رابطه فرموده‌اند: «وَ حَنِّکْهُ بِمَاءِ الْفُرَاتِ اِنْ قَدَرْتَ عَلَیْهِ اَوْ بِالْعَسَلِ سَاعَه یُولَدُ؛[10] اگر توانستى دهان بچه را با آب فرات یا با عسل بگشا، در ساعتى که به دنیا آمده است.» این دستور، دقت دین مبین اسلام را مى رساند که براى لحظه، لحظه زندگى برنامه دارد؛ حتى براى چگونگى بازگشایى دهان کودک.

جدیت در تعلیم و تربیت
دوران جوانى، دورانى پر از بحران و آشوب است، روح جوانان به مقتضاى دوره جوانى همچون دریاى خروشانى است که همواره متلاطم و طوفانى است و داراى جزر و مدهاى سریع و پى درپى است. جوانان، روحى حسّاس، سریع التأثیر و پرتوقّع دارند، میل به کمال در آنها شدید است؛ ولى معمولاً راه سعادت را نمى دانند؛ از اینرو بیش از همه، محتاج به هدایت‌اند. اگر از راهنمایى محروم شوند، بر اثر طغیان غرایز به سوى بدبختى و گناه سقوط مى کنند. براى اصلاح حال جوانان و نوجوانان، راهى جز آموزش دادن دستورها و قوانین نجاتبخش دین مقدس اسلام نیست. پس بر اولیاى محترم لازم است اولاً: خود با تعالیم روحبخش اسلام آشنایى داشته باشند؛ ثانیاً: به آن تعالیم عمل کنند و ثالثاً: عشق و علاقة به فراگیرى تعالیم مذهبى را در فرزندان نهادینه کنند و با تشویق و تنبیه، راه وصول به این هدف را براى آنها هموار کنند.
امام رضا(ع) دربارة اهمیت آموختن تعالیم دینى براى جوانان مى فرماید: «لَوْ وَجَدْتُ شَابّاً مِنْ شُبَّانِ الشِّیعَةِ لَا یَتَفَقَّهُ لَضَرَبْتُهُ عِشْرُونَ سَوْطا؛[11] اگر جوانى از جوانان شیعه را بیابم که در مقام فراگیرى دانش دین نباشد (براى تنبیه او) بیست تازیانه بر او خواهم زد.»
این روایت نشان مى دهد که هر فردى از مسلمانان باید با آموزه‌هاى دینى آشنا باشد، یا به روش اجتهادى و یا تقلیدى. در غیر این صورت، اهل‌بیت: آنها را ملامت مى کنند.

آموزش قرآن
یکى دیگر از راههاى تعالى و رشد معنویت و باورهاى دینى در خانواده، همجوارى و در محضر قرآن بودن است؛ و به طُرق گوناگون باید تعالیم قرآن، در بین افراد خانواده شناخته شده و عمل شود.
امام رضا(ع) فرموده است:
«اجْعَلُوا لِبُیُوتِکُمْ نَصِیباً مِنَ الْقُرْآنِ فَإِنَّ الْبَیْتَ إِذَا قُرِئَ فِیهِ الْقُرْآنُ یُسِّرَ عَلَى أَهْلِهِ وَ کَثُرَ خَیْرُهُ وَ کَانَ سُکَّانُهُ فِى زِیَادَة؛[12] براى خانه‌هاى خود، بهره‌اى از قرآن کریم، قرار دهید؛ زیرا در خانه‌اى که قرآن قرائت شود، گشایش براى ساکنانش فراهم آید وخیرش فراوان شود و اهل خانه در برکت و فزونى باشند.»

صدقه براى سلامتى فرزندان
صدقه از مادة «صدق» و به معناى راستى کامل است و در اصطلاح شرع، صدقه بر مالى اطلاق مى شود که با قصد قربت، به مصرف اصلاح امور مردم و رفع نیازمندیهاى فردى و اجتماعى برسد، و همچنین بر هر عملى که از طریق خدمت و احسان به نوع انجام گیرد، «صدقه» گفته مى شود.
هر مسلمانى بواسطة آموزه‌هاى قرآنى و روایى،‌کمک به نیازمندان را در برنامه‌هاى خود منظور مى دارد و از صرف مقدارى از تواناییهاى خود در رفع نیامندیهاى نیازمندان دریغ نمى کند؛ زیرا او دریافته است که «هر چه را در راه خدا انفاق کند، خداوند، جاى آن را پر مى کند و او بهترین روزى دهندگان است.»[13]
از بعضى احادیث استفاده مى شود که پیشوایان معصوم، گاهى پیش از آنکه صدقه‌اى را به شخص نیازمند بدهند، نخست،‌دست خود را به علامت احترام و تعظیم مى بوسیدند، سپس آن را به نیازمندان مى دادند و یا اینکه نخست آن را به نیازمندان مى دادند. بعد از او مى گرفتند و آن را مى بوسیدند و مى بوییدند و به او باز مى گردانیدند؛ چرا که با دست خدا روبه‌رو بوده‌اند.[14]
حضرت رضا(ع) در اهمیت دادن صدقه براى سلامتى فرزندان، روایت ذیل را با مضمون داستانى بیان کرده که ذکر آن، خالى از لطف نیست:
«ظَهَرَ فِى بَنِى إِسْرَائِیلَ قَحْطٌ شَدِیدٌ سِنِینَ مُتَوَاتِرَةً وَ کَانَ عِنْدَ امْرَأَةٍ لُقْمَةٌ مِنْ خُبْزٍ فَوَضَعَتْهُ فِى فَمِهَا لِتَأْکُلَهُ فَنَادَى السَّائِلُ یَا أَمَةَ اللَّهِ الْجُوعُ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ أَتَصَدَّقُ فِى مِثْلِ هَذَا الزَّمَانِ فَأَخْرَجَتْهَا مِنْ فِیهَا وَ دَفَعَتْهَا إِلَى السَّائِلِ وَ کَانَ لَهَا وَلَدٌ صَغِیرٌ یَحْتَطِبُ فِى الصَّحْرَاءِ فَجَاءَ الذِّئْبُ فَحَمَلَهُ فَوَقَعَتِ الصَّیْحَةُ فَعَدَتِ الْأُمُّ فِى أَثَرِ الذِّئْبِ فَبَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَبْرَئِیلَ7 فَأَخْرَجَ الْغُلَامَ مِنْ فَمِ الذِّئْبِ فَدَفَعَهُ إِلَى أُمِّهِ فَقَالَ لَهَا جَبْرَئِیلُ7 یَا أَمَةَ اللَّهِ أَ رَضِیتِ لُقْمَةً بِلُقْمَة؛[15] چند سالى در بنى اسرائیل خشک سالى شدیدى پدید آمد. زنى لقمه نانى داشت، آن را در دهانش قرار داد که بخورد، سائلى صدا زد این کنیز خدا! گرسنه‌ام. زن [با خود] گفت: در این زمان صدقه مى دهم پس لقمه را دهانش خارج کرد و به فقیر داد. این زن بچه کوچکى داشت که در حال جمع‌آورى هیزم از صحرا بود که گرگى آمد و او را برد. در این هنگام مادر صدایش را شنید و دنبال گرگ دوید. پس خداوند متعال جبرئیل را فرستاد و غلام را از دهان گرگ خارج کرد و به مادرش برگرداند. پس جبرئیل به او گفت: اى کنیز خدا! آیا به این لقمه به‌جاى آن لقمه راضى شدى؟»

محبت و تشویق براساس لیاقت
با مطالعة روایات تعلیم و تربیت متوجه مى شویم که محبت به فرزندان بر اساس لیاقتها و شایستگیهاى خاص آنها، امرى اجتناب‌ناپذیر است. البته باید متوجه بود که این محبت اسباب کینه‌توزى و دشمنى را به وجود نیاورد.
«عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرضا(ع) عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ بَعْضُ وُلْدِهِ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ بَعْضٍ وَ یُقَدِّمُ بَعْضَ وُلْدِهِ عَلَى بَعْضٍ فَقَالَ نَعَمْ قَدْ فَعَلَ ذَلِکَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)  نَحَلَ مُحَمَّداً وَ فَعَلَ ذَلِکَ أَبُو الْحسن(ع) نَحَلَ أَحْمَدَ شَیْئاً فَقُمْتُ أَنَا بِهِ حَتَّى حُزْتُهُ لَهُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الرَّجُلُ یَکُونُ بَنَاتُهُ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ بَنِیهِ فَقَالَ الْبَنَاتُ وَ الْبَنُونَ فِى ذَلِکَ سَوَاءٌ إِنَّمَا هُوَ بِقَدْرِ مَا یُنَزِّلُهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْه؛[16] سعد بن سعد اشعرى مى گوید از اباالحسن الرضا(ع) در مورد مردى که بعضى از فرزندانش را بیش‌تر دوست دارد و بعضى را بر بعضى دیگر ترجیح مى دهد، سؤال کردم.
حضرت فرمود: آرى، امام صادق(ع) نیز این گونه رفتار مى کرد، به «محمد» علاقه بیش‌ترى نشان مى داد و حضرت موسى بن جعفر(ع) نیز به «احمد» علاقه داشت، هنگامى که از جاى خود برخاستم، عرض کردم: فدایتان شوم، مردى که دختر خود را از پسرش بیش‌تر دوست دارد، [همان حکم را دارد]؟ حضرت فرمود: پسر و دختر در این حکم با هم مساوى اند. شأن هر کس از آنها به اندازه‌اى است که خداوند برایشان قرار داده است.»
این روایت نشان مى دهد که دوستى فرزندان نیز باید مبنایى ارزشى و بر اساس شایستگیها باشد؛ در حالى که تفاوت جنسى فرزندان نمى تواند باعث تبعیض در محبت و علاقه شود.
از امام رضا(ع) روایت شده است، روزى حضرت موسى بن جعفر(ع) در محضر پدرش (امام صادق(ع)) سخنى گفت که باعث شگفتى، سُرور و شادى پدر شد. حضرت امام صادق(ع) در مقام تشویق فرزند خود به او خطاب کرد و فرمود: «یَا بُنَیَّ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى جَعَلَکَ خَلَفاً مِنَ الْآبَاءِ وَ سُرُوراً مِنَ الْأَبْنَاءِ وَ عِوَضاً عَنِ الْأَصْدِقَاءِ؛[17] اى فرزندم! سپاس خداى را که تو را جانشین و خلف پدران و مایة سرور و بهجت فرزندان و جانشین دوستان قرار داد.»
یعنى فرزندم، تو با این شایستگى و لیاقتى که از خود نشان مى دهى، هم بهترین خلف و جانشین پدر هستى و هم بهترین فرزند و مایة روشنى چشم پدر و هم بهترین یار و مونس پدر و به جاى دوستان او هستى.
پى نوشت ها:
[1]. بحار الانوار، علامه مجلسى، بیروت، دار احیاء التراث، 1403ق، ج101، ص91؛ مکارم الاخلاق، رضى الدین طبرسى، ترجمه سید ابراهیم میرباقرى، انتشارات فراهانى، تهران، چ اول، بى تا، ج1، ص419.
[2]. بحار الانوار، ج101، ص116.
[3]. همان، ج81، ص162.
[4]. عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، مؤسسه اعلمى، بیروت، چ اوّل، 1404 ق، ج2، ص28.
[5]. عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص69.
[6]. مسند الامام الرضا(ع)، شیخ عزیز الله عطاردى، کنگره جهانى امام رضا(ع)، مشهد، چ‌اول، 1406 ق، ج2، ص278.
[7]. الحدیث (روایات تربیتى از مکتب اهل بیت:)، مرتضى فرید، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى چ 13، 1377 ص 149 (به نقل از مستدرک، ج2،‌ص618)
[8]. بحار الانوار، ج101، ص131.
[9]. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، تحقیق مؤسسه آل البیت، قم، 1414 ق، ج15، ص127.
[10]. نظامات اخلاقى و تربیتى اسلام به روایت معصومین:، بیوک آقا خاتمى زنجانى، مرکز احیاء‌و انتشار آثار علماء زنجان، چ اول، 1370، (به نقل از مستدرک الوسایل، ج2،‌ص620).
[11]. بحار الانوار، ج75، ص346.
[12]. المحجة البیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، تصحیح، على اکبر غفارى، انتشارات اسلامى، قم، ج2، ص220.
[13]. خداوند مى فرماید: «ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقین»: سبا/39.
[14]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، دار الکتب الاسلامیه، چ15، 1372ش، ج8، ص123.
[15]. ثواب الاعمال، شیخ صدوق،‌نشر اخلاق، قم، چاپ پنجم، 1380 ش، ص167 و مسند الامام الرضا(ع)، ج2، ص468.
[16]. مسند الامام الرضا(ع)، ج2، ص277.
[17]. عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص127 و بحار الانوار، ج48، ص24.
منبع :مبلغان ، مهر 1388 - شماره 12١

برگرفته از :http://moudeomam.com

[ دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب