قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

معیارهای انسانیت انسان از نگاه قرآن


از تحقیق در ابعاد وجودی انسان این اعجوبه آفرینش و مقایسه آن با سایر مخلوقات ، سه ویژگی و سه اصل منحصر و متمایز به دست می آید. این ویژگی‌های  سه‌گانۀ مقوم وجود انسان عبارتند از: عقل، علم و عشق. درسراسر نظام مادی این سه ویژگی تنها در وجود انسان یافت می شود و بس. حتی نسبت به پدیده های ماوراء طبیعت و قدسیان، کروبیان و فرشتگان الهی نیز این حقیقت جاری است وآدمی با دارا بودن این سه اصل در کنار هم فراتر از آنان قرار دارد، چرا که:

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

بخواه جامی و آبی به خاک آدم ریز

 قدسیان وملائکة الله علم وعقل دارند اما هرگز طعم عشق را نچشیده اند و سوز وگداز عاشقانه و فصل و وصل مهربانانه و عطوفانه را تجربه نکرده اند. آن جا که عشق ضمیمه عقل و علم گردد، اضلاع مثلث وجودی انسان کامل شده و پدیده‌ای به نام انسان فراتر از مَلک در تمام عرصۀ  آفرینش وخلقت خود نمایی می‌کند.

     آن زمان که انسان این سه خصلت را در وجود خویش کاملا دریابد و احراز نماید و بتواند هر سه ویژگی عقل، علم و عشق را به تمامه در جان خویش متبلور سازد و در این خصلت‌های منحصر به کمال نهایی رسد، انسان کامل، الگوی اتم ونمونۀ اعلای انسانی می‌گردد و حتی فراتر از آن مَثل اعلایی برای حضرت باری تعالی و نمونه و شاهدی بر عظمت آفرینش خداوندی در تمام عرصۀ خلقت و پهنۀ وجود و آفرینش خواهد بود. بنا براین هر اندازه که آدمی برخوردارتر از عقل، علم و عشق گردد و هر قدر حظ و بهرۀ فزون‌تری از این سه ویژگی برد به مقام انسانیت وحقیقت انسانی خویش نزدیک‌تر خواهد گشت. اما دریغ و افسوس از آن هنگام که وی از این سه مقوله فاصله گیرد، زیرا در حقیقت از هستی  و از حقیقت وجودی خویش دور جدا و منفصل می‌گردد.

از سوی دیگر باید گفت بالاترین و برترین شأنی که جمع همه امتیازات انسان است مقام امانت است که خداوند به  انسان می‌دهد:[1]

«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَینَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا»[2].

ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد).

در این آیۀ شریفه خداوند می‌فرماید ما امانت خود را که همان مقام خلافت بود بر آسمان و زمین و کوه و دریا عرضه نمودیم همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند در این میان انسان بار این مسئولیت عظیم را به‌دوش گرفت  و حامل این امانت الهی گردید.

این امانت الهی همان سه ویژگی منحصر به فرد یعنی علم، عشق و عقل است که نتیجۀ آن مقام خلیفة‌اللهی و ولایت الهی برای انسان است.

اما باید دانست که دو مانع بر سر راه این امانت‌داری و مقام خلیفة‌اللهی انسان قرار دارد یکی جهل و دیگری ظلم: «إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا».

 «جَهُول» بر وزن «فَعُول» است و از آنجا که این وزن از اوزان مبالغه است[3] به‌معنای اوج جهل است. جهل در کنار ظلم تیشه به ریشۀ همه امتیازات آدمی می‌زند و امین خلقت را خائن خلقت می‌گرداند. در مقابل آن برای درک امانت الهی و شأن خلیفةاللهی دو ویژگی مهم علم و عدل لازم است تا درک آن قلۀ رفیع و مقام والا میسر گردد.



[1]. برای مطالعه بیشتر نک: محمد علی انصاری، ملک سلیمان، مشهد: بیان هدایت نور.

[2] احزاب، 72.

[3] نک: محمدعلی مدرس افغانی، جامع المقدمات، کتاب صرف میر، ص59.

[ پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب