قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

سبک ویژۀ قرآن کریم در بیان مطالب


چرا لحن و خطاب درابتدای آیه با میانۀ آیه و با پایان آیه ناسازگار است؟

در جواب باید بگوییم سبک ساختاری قرآن کریم ویژگی خاصی دارد که با کتاب‌های متداول بشری متفاوت است. سبک قرآن سبک قرآن است و از هیچ‌یک از سبک‌های دیگر تبعیت نمی‌کند. قرآن کریم نه شعر است، نه نثر و پیرو هیچ‌یک از مقررات سبکی ادبی نیست. قرآن در شروع، فصل‌بندی‌ها، بخش‌ها، موضوعات و گفتارها سبک ویژۀ خویش را دارد. این ویژگیِ ساختاری قرآن کریم از وجوه اعجاز آن است.

نباید انتظار داشته باشیم که اگر خداوند در قرآن، سوره‌ای را با موضوعی خاص آغاز کرد تا انتها تمام مطالب آن پیرامون همان محور خاص بچرخد. البته باید توجه کنیم که این مطلب منافاتی با وحدت موضوعی در هویت کلی قرآن ندارد. برای مثال، گاه خداوند در کوچک‌ترین سورۀ قرآن کریم مانند سورۀ کوثر چند سرفصل و موضوع متفاوت را مطرح می‌کند. حتی گاه در آیه‌ای واحد، ابتدای آیه در یک موضوع و میانۀ آن در موضوعی دیگر و پایان آیه نیز در موضوع مستقل دیگری است. این حقیقتی است که اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) و مفسران حقیقی و مبیّنان راستین این کتاب، در سخنان خویش آن را بیان فرموده‌اند.

مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار از وجود مقدس حضرت صادق(ع) چنین نقل می‌کند: «إِنَّ الْآیَۀَ لَتَنْزِلُ‏ اَوَّلُهَا فِی شَیْ‏ءٍ وَ أَوْسَطُهَا فِی شَیْ‏ءٍ وَ آخِرُهَا فِی شَیْ‏ءٍ»[1]؛ یعنی گاه ابتدای آیه‌ای از قرآن دربارۀ موضوعی است و میانه آن در موضوعی و انتهای‌ آیه در موضوع دیگری. این، سبکی بسیار بدیع و نو در مضامین نورانی این کتاب مستطاب است.

در آیۀ شریفه محل سخن نیز همین نکته را مشاهده می‌کنیم و می‌بینیم که ابتدا خداوند حکمی تشریعی را بیان می‌کند؛ سپس به یک‌باره می‌فرماید: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ» و باز درانتهای آیه، بحث دیگری را مطرح می‌کند. این، اصطلاحی است که از آن به «جُمَل معترضه» تعبیر می‌شود و در پارسی گاه آن را «حشو ملیح»[2] می‌نامند. برای نمونه سعدی شیرازی چنین می‌سراید:

چــه خـوش گفت فــردوسـی پــاک‌زاد

کـــه رحمت بــر آن تـربت پـاک بــاد

مـیـازار مــوری کـــه دانـــه‌کش است

که جان دارد و جان شیرین خوش است[3]

جناب سعدی در شعر خود به شعری از فردوسی استناد می‌کند؛ اما بعد از آنکه در مصرع اول نام فردوسی را می‌برد، یک‌مرتبه در جمله‌ای معترضه می‌گوید «که رحمت بر آن تربت پاک باد» که اگر این جمله را در شعر حذف کنیم، هیچ خدشه و خللی به شعر و مفهوم آن وارد نمی‌شود. در قرآن کریم نیز گاه نمونه‌هایی از این جمله‌های معترضه دیده می‌شود. مثلاً خداوند در سورۀ مبارکۀ احزاب، در آیاتی که به زنان پیامبر اختصاص دارد و خطاب به آنان می‌فرماید: «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُن‏»[4] (ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید) یعنی ای زنان پیامبر، شما مانند دیگر زنان امت نیستید و به‌دلیل قرب شما به پیامبر(ص) جایگاه والاتری دارید؛ البته به‌شرط آنکه باتقوا باشید؛ پس موقعیت خود را پاس بدارید و در سطح جامعه، خودآرایی و خودنمایی نکنید و باوقار ظاهر شوید.

بعد از این دستور، خداوند به یک‌باره می‌فرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»[5] (خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد) و بعد از این آیه می‌فرماید: «وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلى‏ فی‏ بُیُوتِکُن‏»[6] (آنچه را در خانه‌های شما....خوانده می‌شود یاد کنید) در آیات قبل و بعدِ آیۀ تطهیر، تمام ضمایر به‌شکل جمع مؤنث به‌کار رفته است؛ اما در میان آن به یک‌باره، خطاب به ضمایر «کُمْ» و جمع مذکر حاضر تبدیل می‌شود. این عبارت جمله‌ای معترضه است که در میان این آیات قرار گرفته است و اگر برداشته شود، خللی به قبل و بعد وارد نمی‌شود.

پس این سبک و سیاق قرآن است که ذهن مخاطب را به تأمل وا می‌دارد و خداوند گاه به چنین شکلی در قرآن راز می‌گوید و انسان‌ها را به توجه بیشتر وادار می‌کند.

برگرفته از کتاب آفتاب آمد دلیل آفتاب اثر دکتر محمد علی انصاری



[1] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص94.

[2] «حشو ملیح» آن است که علاوه بر اجزا و اغراض اصلی سخن، جمله‌پاره‌ها و گزاره‌های دیگر هم بیاید؛ اما نه‌تنها خللی به معنا و قالب الفاظ وارد نمی‌سازد، بلکه به زیبایی معنوی و صوری آن‌ها نیز افزوده می‌شود. درواقع، این حشو برای ترمیم و تتمیم ساختار جمله است و به‌همین دلیل «ملیح» یعنی نمکین است و دل‌ها را می‌رباید (مهدی محبتی، بدیع نو، ص120).

[3] سعدی، بوستان، باب دوم، حکایت، ص87.

[4] احزاب، 32.

[5] احزاب، 33.

[6] احزاب، 34.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب