قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

...


برخی معتقدند واژۀ عشق از مادۀ «عَشَقه» می‌آید. «عَشَقه» همانی است که در پارسی پیچک معنا می‌شود. همان گیاهی که دور گیاهان پیرامون خود را می‌گیرد، می‌تند و از آن‌ها بالا می‌رود.[1] اینان معتقدند که عشق چنین چیزی است که وقتی در وجودی رشته می‌تند، آدمی را در بر می‌گیرد و او را بالا می‌برد:

خاک دل آنروز که می‌بیختند

شبنمی از عشق در او ریختند

دل که از این قطره غم‏اندود بود

بود کبابی که نمک سود بود

نکته مهم آن است که اکنون ذهنیت بیشتر انسان‌ها وقتی که بحث محبت را مطرح می‌کنند، عجین و قرین با واژه بسیار زیبای عشق است. ما این واژه را آنقدر دوست داریم که همواره از گفتن و بر زبان جاری کردن آن لذت می‌بریم و علاقه ما مدام بر کاربرد این واژه فزونی می‌یابد:

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

هر قدر در وصف این واژه سخن بگوییم باز در ساحت عروس عشق خجلت زده‏ایم. اما باید بدانیم که این کلمه پرمعنا و مشتقّات آن یک بار هم در کلام الهی به کار برده نشده است. بسامد و درصد استعمال واژه عشق در کلمات پیامبر(ص) هم نسبت به سایر پیشوایان دین کمتر است؛ حتی گاه در کلمات بزرگان این کلمه با بار منفی استعمال شده است، به‌عنوان مثال امیرالمؤمنین(ع) یک نوبت در نهج‌البلاغه این کلمه را به‌کار برده است:

«مَنْ‏ عَشِقَ‏ شَیْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ»[2].

کسی که عشق به چیزی می‌ورزد، چشم او نابینا می‌شود و قلبش منحرف می‌گردد، یعنی قوه درک و فهم او دچار مشکل می‌شود.

علت عدم استفاده از کلمه عشق به تاریخچه و نحوه کاربرد این کلمه قبل از نزول قرآن برمی‌گردد. در آن زمان این واژه هیچگونه استعمال مثبتی نداشته است. لاهیجی در مقدمه شرح گلشن راز و در همان صفحات اول چندین نقل را مطرح می‌کند که از ادیب بزرگ عرب «اصمعی» سؤال می‌کنند که: «ما معنا العشق» معنای عشق چیست؟ (من به اصل کلام تصریح نمی‌کنم) او به آن حرارت جسمی و ارتباط خاص میان زن و مرد اشاره می‌کند.

یعنی عشق یک سابقه مبهم و ناخوشایندی قبل از نزول و در زمان نزول قرآن دارد و استفاده مثبت از این کلمه به‌ندرت دیده می‌شود. به‌دلیل همین استفاده نابجا و معنای ناپسند این کلمه در آن زمان، خداوند نیز از به‌کار بستن آن در کلام خویش اجتناب می‌کند زیرا خداوند بنا ندارد که در کلام خویش واژگانی را به‌کار برد که بار کلامی منفی یا برداشت ناپسندی در ذهن مخاطبان داشته باشند، لذا به‌جای آن واژه بدیع و زیبایی کاربرد می‌یابد تا به تدریج از حالت ناپسندی کلمه عشق کاسته شود. آن واژه بدیعی که در قرآن معادل عشق است و اوج محبت را مطرح می‌کند؛ کلمه زیبا، گوش‏نواز و دلنواز «ودّ» و «مودّت» است.

برگرفته از کتاب گامهی موفقیت اثر دکتر محمد علی انصاری



[1] ابن‌منظور می‌نویسد: «العَشَقَةُ: شجرة تَخْضَرُّ ثم تَدِقُّ و تَصْفَرُّ؛ عن الزجاج، و زعم أَن اشتقاق العاشق منه؛ و قال کراع: هی عند المُوَلَّدین اللَّبْلابُ، و جمعها العَشَقُ» (لسان العرب، ج10، ص252)؛ ابن‌عربی نیز می‌آورد: «العشق و هو التفافه بالقلب مأخوذ من العشقة اللبلابة المشوکة التی تلتف على شجرة العنبة و أمثالها» (الفتوحات المکیة، ج1، ص458).

[2] نهج‌البلاغه، خطبه109.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب