قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

...


 

اساساً در باب عقل و عشق همیشه این سؤال مطرح بوده که رابطه عقل و عشق چیست و آیا این دو با یکدیگر سازگاری دارند یا خیر؟ و درواقع از قدیم نزاعی ظاهری بین این دو عنوان وجود داشته است که هیچ یک از آن‌ها عالمانه و دقیق نیستند، زیرا به اعتقاد ما عقل و عشق دو بازوی کمال می‌باشند و در تعامل با یکدیگر وجود انسان را شکوفا می‌کنند. مسیر عقل و عشق از هم جدا نیست، البته با یک تفاوت که انسان باید از عقل به سوی عشق می‌رود و از کوی عقل به صحرای عشق پا گذارد. یعنی نقطه آغاز باید عقل باشد. زیرا عکس آن چندان مطمئن و استوار نیست. به عنوان مثال اگر در ازدواج نقطه آغاز عقل یا عشق باشد، نتیجه بسیار متفاوت است. اگر سرآغاز از تعقل و استمرار آن با عشق باشد، نتیجه آن دوام و پایداری ازدواج است، ولی اگر نقطه آغاز عشق باشد، اطمینانی نیست که به عقل منتهی شود و پایان نیک آن را شاهد باشیم. هنگامی که از منظر عقل به وادی عشق می‌آییم، عشق مستحکم و پایدار خواهد بود و این همان پیشنهاد اسلام و قرآن در امر ازدواج است. خداوند می‌فرماید پس از ازدواج عاقلانه نوبت مودت و رحمت می‌رسد:

«وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»[1]

ولی اگر از نقطه عشق آغاز شود، ممکن است عشق آفتی شود و مانع کارآمدی عقل گردد.

در یک کلام، نظر قران و اسلام این است:

تعقل عاشقانه ؛ عشق ورزی عاقلانه.

 

برگرفته از کتاب اعتدال محمد (ص) اثر دکتر محمد علی انصاری



[1] الروم/ 21.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب