قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

چگونگی بهره‌گیری از امام غایب


 

پرسشی که در بحث مهدویت مطرح است، این است که وجه انتفاع و بهره‏گیری انسان‌ها از امام غائب چیست؟

پاسخ اول آن که خلیفةاللَّه عامل بقای زمین است و اگر خداوند سبحان هستی و موجودات را باقی می‌گذارد، به دلیل وجود خلیفه و حجت خداست.

حضرت در یکی از نامه‏های خود به نماینده‏شان محمد بن عثمان، به زیبایی این نکته را مطرح کرده و آورده‌اند:

«وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالِاِنْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»[1].

شیوة انتفاع [شیعیان و مسلمانان و بشریت] از من در زمان غیبت، مانند انتفاع از خورشید است، وقتی که ابرها روی آن را می‌پوشانند.

این تعبیر در روایات دیگری نیز آمده است. رسول خدا (ص) فرمود:

«إِی وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ لَیَنْتَفِعُونَ بِهِ یَسْتَضِیئُونَ بِنُورِ وَلَایَتِهِ فِی غَیْبَتِهِ کَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ جَلَّلَهَا السَّحَابُ»[2].

قسم به آن خدایی که مرا پیامبر قرار داده است، مردم از آن حجّت غایب الهی منتفع می‌شوند و از نور ولایتش در عصر غیبتش استفاده می‌کنند، مانند استفاده از خورشید که ابر آن را پوشانده است.

خورشید وقتی پنهان است و ابر چهرة آن را پوشانده است، باز هم نور و گرمای زمین و رویش گیاهان را تأمین می‌کند. بنابراین تشبیه جایگاه امام به خورشید به این دلیل است. همچنین دوام و قرار منظومة شمسی به خورشید است و اگر خورشید و جذبة او نباشد، زمین و دیگر سیارات منظومة شمسی وجود نخواهد داشت؛ زیرا نیروی گریز از مرکز خورشید است که این سیارات را در مدار خود نگاه می‌دارد. امام و حجت خدا نیز همانند خورشید، محور منظومة هستی است و چنین جایگاه بلندی دارد.

امام سجاد (ع) می‌فرماید:

«نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَ ألِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یُمْسِکُ اللَّهُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یُمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِنَا یَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا ثُمَّ قَالَ (ع) وَ لَمْ تَخْلُ الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِیهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُور»[3].

ما حجّت خدا بر عالمین هستیم و ما آقای مؤمنان و اهل ایمان هستیم. خدا ما را بر مسلمانان ولایت داده است. ما امان برای زمین هستیم. به سبب ما است که خداوند آسمان را نگه می‌دارد و باران را به برکت مقام امامت می‌باراند. برکات زمین رو می‌شود تا آنجا که اگر ولی خدا و خلیفة خدا نباشد زمین و اهلش از بین می‌رود. از زمانی که خداوند آدم را آفریده است، مدام حجّت‏ها آمده‏اند. حال یا حجّت خدا ظاهر و آشکار، و یا غایب و پوشیده است.

پس اولین فایده و بهرة امام غائب، مقام امامت و خلافت و جایگاه ولایت او در زمین است و امام زمان (عج) با وجود غیبت، حجّت خداوند و محور زمین است.

دومین وجه انتفاع از وجود آن حضرت آن است که ایشان ذخیرة الهی برای تحقق وعده‌های خداوند در آخرالزمان است. خداوند سیر وجود و هستی را سیری رو به کمال قرار داده است. گیاه رشد و ترقّی می‌کند، شکوفه می‌دهد، به بار می‌نشیند و به قلّة کمال خویش می‌رسد. حیوانات نیز همین‌گونه‌اند. انسان‌ها نیز از این سنّت الهی خارج نیستند و جامعة انسانی رو به کمال می‌رود و خداوند برای این کمال، هدفی تعیین کرده است:

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَآمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَن کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ».[4]

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان‌گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید، و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می‌کند؛ آنچنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آن‌ها فاسقانند.

بر این اساس، پایان تاریخ بشر، رسیدن به امنیت، وحدت، توحید، برکت و خیر الهی است. این وعدة قطعی خداوند است و ذات الهی در وعده‏اش تخلّف ندارد. حال این سؤال مطرح است که تحقق این وعده بر دوش کیست؟ واضح است که امام زمان (عج) عهده‌دار چنین مسؤولیت خطیری است و بنابراین، وجه انتفاع دیگرِ آن حضرت آن است که باید وعده‌های خداوند را در زمین محقق سازد.

اگر بخواهیم به این مسأله با دیدی ظریف‌تر بنگریم، باید بگوییم سینة امام مخزن‏الاسرار الهی است و در هر عصر و زمانی حفظ دین بر دوش اوست. ایشان کژی‌ها، اعوجاج‌ها و ناراستی‌ها را با هدایت و روشنگری برطرف می‌کند و تداوم هدایت الهی بر بشر، بر عهدة ایشان است.

امام در عالم تصرّفاتی دارد و این تصرّفات نیازمند آن نیست که ایشان حتّی لب باز کند و یا انسان امام را بشناسد. نمونه‌های این امر در زندگی معصومین (ع) فراوان است؛ مثلاً در روایت آمده است:

«إن فتی شابا أتی النبی (ص) فقال: یا رسول الله ائذن لی بالزنا. فاقبل القوم علیه فزجروه و قالوا: مه مه. فقال: ادنه فدنا منه قریبا قال فجلس قال: أتحبه لامک؟ قال: لا والله جعلنی الله فداءک. قال: و لا الناس یحبونه لأمهاتهم. قال: أفتحبه لابنتک؟ قال: لا والله یا رسول الله جعلنی الله فداءک. قال: و لا الناس یحبونه بناتهم. قال: أفتحبه لأختک؟ قال: لا والله جعلنی الله فداءک. قال: و لا الناس یحبونه لأخواتهم. قال: أفتحبه لعمتک؟ قال: لا والله جعلنی الله فداءک. قال: و لا الناس یحبونه لعماتهم. قال: أفتحبه لخالتک؟ قال: و لا والله جعلنی الله فداءک. قال: و لا الناس یحبونه لخالاتهم. قال: فوضع یده علیه و قال: اللهم اغفر ذنبه و طهر قلبه و حصن فرجه، فلم یکن بعد ذلک الفتی یلتفت إلی شئ»[5].

جوانی نزد آن حضرت شرف یاب شد و گفت می شود که به من اجازه بدهی زنا کنم؟ اصحاب بانگ بر وی زدند. پیامبر (ص) فرمود: جوان بیا نزدیک من بنشین. جوان در کنار آن حضرت نشست. آن‌گاه فرمود: هیچ دوست می‌داری که کسی با مادر و خواهر و یا دختر تو و یا با محارم تو زنا کند؟ عرض کرد: به خدا چنین نمی‌خواهم فرمود: همة بندگان خدا چنین هستند. آن‌گاه دست مبارک خود را بر سینة او فرود آورد و گفت: خدایا از گناهش در گذر، دلش را پاکیزه کن و او را از شهوت‌رانی حفظ فرما. آن جوان را دیگر با هیچ زن بیگانه ندیدند و برای همیشه در عفت و پاکی باقی ماند.

یک ندا و یک توجه حضرت سیدالشهدا (ع) بر زهیر عثمانی است که کار او را به آنجا می‌رساند که در لحظة شهادت و جان دادن، سرش بر زانوی حضرت قرار می‌گیرد.[6]

حضرت موسی بن جعفر (ع) نیز در زندان به آن زن بدکاره اصول اعتقادات و معارف را آموخت. یک نگاه آن حجّت الهی چنان در او اثر نمود که متحول شد و به مقابله با هارون پرداخت.[7]

تمام این مثال‌ها یک حقیقت را به وضوح اثبات می‌کند و آن تصرّفات ولایی امام است که انسان‌های بسیاری را متنبّه و بیدار ساخته است.

مانند چنین نمونه‏ای از امام زمان (عج) و طی این هزار و صد و اندی سال و در این عصر و زمان فراوان دیده شده است و چه بسیار افرادی که امام عصر (عج) آن‌ها را مورد عنایت قرار داده‌ است:

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی             فراز مسند خورشید تکیه‌گاه‌ من است[8]

در طول تاریخ بسیاری بوده‌اند که با یک نگاه زندگی و وجودشان دگرگون شده است و بعدها دریافته‌اند که چرا و چگونه چنین شده‏اند و چه کسی به آن‌ها نگاه و التفات نموده است. در ادعیه می‌خوانیم:

«وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَةً رَحِیمَةً نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرَامَةَ عِنْدَکَ»[9].

[خدایا] یک نظر با مهر و محبت به ما کن تا کرامت و برکات ما کامل بشود.

این نیز نوعی فایده و بهره از امام زمان (عج) است که گاه فردی و گاه جمعی است.[10]

در پایان این فصل باید گفت غیبت بدان معنا نیست که ما به حضرت دسترسی نداریم، بلکه او در میان ماست، حرکت می‌کند، می‌نشیند و چه بسا تاکنون با ما سخن‌ها گفته باشد و ما او را نشناخته باشیم. بنابراین او بدین معنا غائب نیست بلکه حاضر است و حتّی بعضی از بزرگان چنین تعبیر می‌کنند که ما غائبیم و او حاضر.

 

برگرفته از کتاب دولت موعود اثر دکتر محمد علی انصاری



[1] محمّد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)،  کمال الدین، ج2، ص483.

[2] همان، ج1، ص253.

[3] همان، ص207.

[4] نور(24)/55.

[5] احمد بن محمد بن حنبل، ، المسند، ج2، ص295.

[6] نک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص371.

[7] همان، ج48، صص39-238.

[8] حافظ شیرازی، دیوان اشعار، ص53، غزل53.

[9] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج99، ص108.

[10] در دوران جنگ جهانی اوّل و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و روسی، که حملات و هجوم‌ها به ملّت شیعه اوج گرفته بود، مرحوم آیت الله نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از این که این وضع به کجا خواهد انجامید، نکند که این کشورِ محبّ و دوستار امام زمان (عج) از بین برود و سقوط کند. در همین زمان‌ها، شبی به امام عصر (عج) متوسّل می‌شوند و در حال توسّل و گریه و ناراحتی به خواب می‌روند و خواب می‌بینند که دیواری است به شکل نقشه ایران و این دیوار شکست برداشته، خم شده و در حال افتادن است. در زیر این دیوار، یک عده زن و بچه نشسته‌اند و دیوار دارد بر روی سر این‌ها خراب می‌شود. مرحوم نائینی وقتی این صحنه را می‌بیند به قدری نگران می‌شود که فریاد می‌زند و می‌گوید: خدایا! این وضع به کجا خواهد انجامید؟ در این حال می‌بینند که حضرت ولی عصر (عج) تشریف آوردند و انگشت مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند و دوباره در جای خودش قرار دادند. سپس فرمودند: اینجا شیعه خانه ماست، می‌شکند، خم می‌شود، خطر هست، ولی ما نمی‌گذاریم سقوط کند، ما نگهش می‌داریم. این از نمونه‌های عنایات و توجهات جمعی حضرت ولیّ عصر (عج) است.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب