قرآن، تنها راه نجات بشر
اسلام دین شادی، انسانیت، محبت، خوشبختی و خردورزی است.

کرامت و آبروی مؤمن در آیات و روایات


 

 

خداوند سبحان در قرآن کریم در مذمت توهین به آبروی انسان مؤمن می‌فرماید : « وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ »[1]؛ (وای بر هر عیبجوی مسخره‌کننده‌ای).

بنابراین در این آیه نفرین الهی و هلاکت ابدی بر آن کسانی است که به شخصیت انسان‌ها اهانت کرده و حیثیت و آبروی دیگران را خدشه‌دار می‌کنند.

در آیه دیگری خداوند می‌فرماید:

« یَا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوُا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى اَنْ یَکوُنوُا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لانِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى اَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا اَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزوُا بِالْاَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسوُقُ بَعْدَ الْایمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَاُولئِکَ هُمُ الظّالِموُنَ »[7].

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند.

در این آیه، انسان‏ها از تمسخر، عیبجویی و دادن القاب و نسبت های زشت به یکدیگر نهى مى‏شوند. اینگونه دستورات اخلاقی و تربیتی قرآن بیانگر آن است که شارع مقدس، حساسیت ویژه‏اى نسبت به برخی موضوعات از خود نشان داده است؛ 

حیثیت و آبروی انسان مؤمن در اسلام به اندازه‌ای ارزش و اهمیت دارد که معصومین:، جان و عِرض و آبروى مؤمن را از کعبه بالاتر شمرده‏اند.

به عنوان نمونه نقل شده است که پیامبر6مقابل کعبه ایستادند و فرمودند:

« مَرْحَباً بِالْبَیْتِ مَا أَعْظَمَکَ وَ أَعْظَمَ حُرْمَتَکَ عَلَى اللَّهِ وَ اللَّهِ لَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْکَ لِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مِنْکَ وَاحِدَةً وَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثَةً مَالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَنْ یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْءِ »[8].

آفرین بر تو ای خانه خدا! تو چقدر بزرگی و نزد خداوند بسیار ارجمند و محترم هستی، به خدا سوگند حرمت مؤمن از تو بیشتر است، زیرا خداوند از تو یک چیز را حرمت نهاده و از مؤمن سه چیز را: مالش را خونش را و سوء ظن و گمان بد بردن به او را.

امام صادق در جای دیگر از زبان نبیّ مکرّم اسلام فرمودند:

« أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهَانَ النَّاسَ »[9].

پست‌ترین مردم کسی است که به دیگران اهانت می‌کند.

ایشان در روایت دیگری می‌فرمایند:

« لَا تُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقِیراً فَإِنَّ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً أَوِ اسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَزَلْ مَاقِتاً لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ أَوْ یَتُوبَ وَ قَالَ مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوِ احْتَقَرَهُ لِقِلَّةِ ذَاتِ یَدِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ »[10].

مؤمن فقیر را کوچک نشمارید،  بدرستی که کسی که مؤمنى را تحقیر کند خداوند همواره بر او غضب کند تا از تحقیر (دیگران) دست بردارد و توبه کند؛ و نیز فرمودنـد: کسی که مؤمنى را به خاطر ندارى کوچک شمارد خداوند او را در قیامت در برابر خلائق رسوا می‌کند.

خداوند سبحان در حدیث قدسى می‌فرماید:

« إِنِّی لَحَرْبٌ لِمَنِ اسْتَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ إِنِّی أَسْرَعُ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِیَائِی »[11].

من با کسى که بنده مؤمنم را خوار بشمرد در ‌جنگ هستم و من به یاری اولیاى خویش بسیار ‌شتابانم.

آخرین روایت را باز از حضرت صادق (ع) نقل می‌کنیم که فرمودند:

« مَا لَکُمْ تَسْتَخِفُّونَ بِنَا؟ قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ خُرَاسَانَ فَقَالَ: مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللَّهِ أَنْ نَسْتَخِفَّ بِکَ أَوْ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِکَ، فَقَالَ: بَلَى إِنَّکَ أَحَدُ مَنِ اسْتَخَفَّ بِی، فَقَالَ: مَعَاذٌ لِوَجْهِ اللَّهِ أَنْ أَسْتَخِفَّ بِکَ، فَقَالَ لَهُ: وَیْحَکَ أَوَ لَمْ تَسْمَعْ فُلَاناً وَ نَحْنُ بِقُرْبِ الْجُحْفَةِ وَ هُوَ یَقُولُ لَکَ احْمِلْنِی قَدْرَ مِیلٍ فَقَدْ وَ اللَّهِ أَعْیَیْتُ وَ اللَّهِ مَا رَفَعْتَ بِهِ رَأْساً وَ لَقَدِ اسْتَخْفَفْتَ بِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِمُؤْمِنٍ فِینَا اسْتَخَفَّ وَ ضَیَّعَ حُرْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ »[12].

[راوی می‌گوید من در حضور امام (ع) بودم که ایشان فرمودند:] چرا ما را کوچک می‌شمارید؟ مردى از خراسان برخاست و گفت: به خدا پناه می‌بریم از این که شما یا چیزی از دستورات شما را خوار شمرده باشیم، حضرت فرمودند: اتفاقاً تو از آن‌ها هستى که به ما اهانت کردى! آن [مرد خراسانى] گفت: به خدا پناه می‌برم از این که شما را کوچک بشمارم، حضرت فرمودند: واى بر تو! آیا نشنیدی هنگامی که در نزدیکی جحفه بودیم، یکی [از برادران مؤمنت] به تو گفت قدرى مرا با مرکب خودت حمل کن، به خدا قسم از پاى افتاده‏ام، به خدا سوگند تو حتى سرت را به طرف او برنگرداندى، بلکه به شکلى تحقیرآمیز از کنار او گذشتى، (آنگاه حضرت فرمود) اگر کسى مؤمنى را خوار بشمارد در حقیقت ما خاندان را خوار شمرده و حرمت الهى را نگاه نداشته است.

بنابراین از روایات چنین بر می‌آید که آبرو و حیثیت مؤمن شانه به شانة جان و نفس او مطرح می‌شود و حفظ آن بر همگان لازم است، به بیان زیبای سعدی:

رفیقی که غایب شد ای نیک نام

دو چیز است از او بر رفیقان حرام

یکی آن که مالش به باطل خورند

دوم آن که نامش به غیبت برند[13]

 

برگرفته از کتاب بزم دوزخیان اثر دکتر محمد علی انصاری

[1]. همزه(104)/1.

[7]. حجرات(49)/ 11.

[8]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج64، ص71.

[9]. همان، ج72، ص142.

[10]. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل ‏الشیعه، ج12، ص267.

[11]. همان، ص272.

[12]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج8، ص102.

[13]. سعدی، بوستان، باب هفتم، ص161، ابیات3066-3065.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ جلیل اژدرپور ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا...
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب